یکپارچگی حسی

(Sensory Integration)

یکپارچگی حسی( SI) یک فرایند عصبی است که باعث سازمان دهی مناسب حواس دریافتی شده و به شکل مناسبی توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد. این حواس ورودی به مغز از دو قسمت وارد بدن می شود. مورد اول حواس دریافتی درون بدن و مورد دوم حواس دریافتی از محیط یا بیرون بدن. شاید برای ما این سؤال پیش بیاید که حواس چگونه سازمان دهی می شوند؟ اگر بخواهیم به طور خلاصه بیان کنیم در این فرایند اتفاقات زیر رخ می دهد:

  • انتخاب حس مورد نظر

  • افزایش شدت حس ضعیف

  • مهار کردن حس تشدید شده

  • مقایسه کردن حواس مختلف

  • همراه کردن حواس با همدیگر

  • تغییرات مداوم در الگوهای مغزی

در مجموع به تمام این فرایند ها یکپارچگی حسی می گوییم. اگر سیستم عصبی نتواند حواس مختلف را یکپارچه کند و به شکل درستی از آن ها استفاده کند عملکرد کودک در حرکات، کلام، رفتار، توجه و تمرکز و مهارت های ذهنی مطلوب نخواهد بود و با وجود آموزش های فشرده تغییرات عملکرد کودک لاک پشتی خواهد بود. حواسی که ما در یکپارچگی حسی با آن سر و کار خواهیم داشت شامل موارد زیر هستند:

  • بینایی (Vision)
  • شنوایی (Hearing)
  • لامسه (Touch)
  • چشایی (Taste)
  • بویایی (Smell
  • وستیبولار (Vestibular)
  • حس عمقی (Properioception)

جهت بررسی مشکلات حسی کودکان نیازمند استفاده از ابزارهای کارامد خواهیم بود. این ابزارها به ما نشان می دهند که مشکلات حسی در کدام قسمت از فعایت ها و بازی های کودک مشکل ایجاد کرده است. یکی از ابزارهای استاندارد Sensory Integration and Praxis Tests یا تست SIPT است. در کنار این استفاده از یک پروفایل کامل، چک لیست و مشاهدات دقیق می تواند این مشکلات را به ما نشان دهد. در کنار این موارد ارزیابی ها و مشاهدات مداوم در طی جلسات درمان و گزارشات والدین می تواند اطلاعات دقیق تری را برای ما فراهم آورد. این مشکلات حسی در ارزیابی دقیق ارتباطشان با مشکلات عمکلردی کودک مشخص و پروسه درمان را برای مشخص خواهد کرد. مشکلات پردازش حسی می تواند باعث شود تا اطلاعات حسی ورودی از درون و بیرون بدن به شکل مناسبی توسط مغز دریافت و تحلیل نشود. ما در رفتار و حرکات کودک ضعف هایی را می بینیم که هیچ آسیب عصبی مشخصی پشت آن نیست حتی در آزمایشات معمول نیز مشکی مشاهده نشده است. این مشکلات حسی به طور خلاصه می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • Clumsy یا دست و پا چلفتی بودن. کودک تعادل مناسبی ندارد، مرتب می افتد یا به اشیاء محیط برخورد می کند و توانمندی های دستی ضعیف است.
  • تعادل ضعیف است. کودک روی سطوح ناهموار یا هنگام تعادل روی یک پا ضعف نشان می دهد.
  • خواب بودن حواس. کودک دائما برای تحریک حواس رفتارهایی را تکرار و تکرار می کند. مرتب صداسازی می کند، به اشیاء مختلف دست می زند، می دود و بالا و پایین می پرد، دائم می چرخد، همه چیز را بو می کند، همه چیز را مزه می کند، به اشیاء چرخنده نگاه می کند، خودش را به سطوح مختلف می کشد، وقتی او  را صدا می زنیم توجهی به صدای ما ندارد درحالی که شنوایی کاملا سالم است.
  • مشکل در هماهنگی دو سمت بدن، عدم عبور از خط وسط بدن، عدم تشکیل غلبه طرفی، ناتوانایی برای پریدن و دوچرخه سواری، مشکل در استفاده از چاقو و قاشق.
  • مشکل در هماهنگ سازی و اجرا کردن الگوهای حرکتی جدید، یادگیری مهارت های حرکتی بسیار زمان بر می شود.
  • مهارت های مراقبت از خود ضعیف خواهد بود.
  • گفتار و ارتباط کودک می تواند دچار اختلال شود.
  • ضعف در شکل دادن و نگه داری کردن ارتباطات متقابل و عملکردهای اجتماعی ضعیف.
  • مشکل در توجه و تمرکز.

تعدیل حسی

واکنش دهی کودکان به اطلاعات حسی ورودی می تواند دچار بیش حسی یا کندحسی شود. در مواقع بروز بیش حسی واکنش کودک به حواس مربوط شدید تر از حد معمول است و در موارد کندحسی واکنش دهی کودک ضعیف تر از حد معمول است.

نمونه هایی از بیش حسی:

  • ترس از صداها
  • ترس از تاب خوردن
  • عدم علاقه به بوسیده شدن و بقل شدن
  • عدم علاقه به مزه های خاص
  • عدم علاقه به گرفتن ناخن، شونه زدن و شستن سر و صورت

نمونه هایی از کندحسی:

  • عدم توجه به صدا
  • عدم علاقه به تصاویر و اشیاء و اسباب بازی ها
  • عدم توجه به موسیقی
  • عدم واکنش مناسب به درد
  • شل بودن بدن
  • حرکات بدن به شکل نپخته و بدون مهارت
  • عدم بروز سرگیجه پس از چرخش زیاد

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *